کمی روزمره گی

در اوج اجبارهای نوشتن، شدید میل به خواندن دارم....به طرز دله واری کتاب ها و سایت ها و وبلاگ ها و سطرها را ورق می زنم و زیر زیرکی نگاهی می اندازم....قلم را دوست دارم....روحم را سبک می کند اما خواندن ذهن گاه آشفته ام را اندکی می آسایاند (این فعال درسته؟).....

گزارش ها و خبرهای نوشته نشده....مقاله و پروژه های ناتمام کلاس های دانشگاه....وبلاگ یخ زده ام....پاورپوینت آماده نشده کنفرانس درس روانشناسی زبانم....پلن ناتمام ویژه نامه و .....چندین نوشتنی دیگر....همه و همه در لیست "انجام شدنی ها" قرار گرفته اند و در گوشه راست صفحه نمایش نوت بوکم دیگر چراغ قرمز می زنند.....اما دلم میخواهد نبینمشان و باز هم ورق بزنم.....

/ 4 نظر / 11 بازدید
الهام

بوس بوس[ماچ][قلب]

عادل

کمی سلام داشتیم ... ناقابل است از برای شما ...

z

فاطمه جان دوستت دارم يه دنيا

عاشق

خوبی عاشق به بی نام نشان بودن اوست