شهر آرزوهایم

گاهی می‌شود که از صمیم قلب آرزو می‌کنم که ای کاش می‌شد تن داغ و تب زده این شهر خاکستری را با همه خوبی‌ها و بدی‌هایش به مقصد شهری ساکت و آرام و خنک ترک کنم....شهری که حداقل رسانه‌ای برای چاپ نوشته‌ها و دغدغه‌های روزنامه‌نگاری‌ام و اینترنتی برای ارتباطات داشته باشد....دهکده‌ای کوچک یا جزیره‌ای آرام....که این حداقل‌های من را داشته باشد کفاف زندگی من را خواهد داد....

این شهر رویایی من قرار نیست جای دوری باشد....اگر همین خاک وطن را هم بگردم بطور قطع پیدایش خواهم کرد.....جایی که هر روزش زمانی برای خلوت کردن.....ورق زدن کتاب‌های نخوانده.....زمانی برای عاشقی....جایی برای بی‌پروا دویدن و بدون نگرانی از هرم داغ آفتاب به خورشید زل زدن و خورشید را تماشا کردن و شب‌ها آسمانی پرستاره برای جفت جفت کردن ستاره‌هایش داشته باشد.....

دروغ نیست اگر بگویم این روزها به تمامی کسانی که فرصتی برای ترک این شهر یافته‌اند غبطه می‌خورم.....دلم جایی آرام و بی‌هیاهو اما پر جنب و جوش و پرانرژی می‌خواهد....جایی که بی‌تکلف عاشقی کنم.....

شهر آرزوهای من نه شبیه خیلی از تابلوهای نقاشی‌های میخکوب شده بر در و دیوار خانه‌هایمان است و نه شبیه فیلم‌های رویایی و لوکس....شهر من جایی است برای بی‌دغدغه و با دغدغه زندگی کردن....همراهی کردن با پارادوکس‌های خوب زندگی.....جایی که به قول مصطفی مستور بتوانم "روی ماه خداوند را ببوس"م......

شاید روزی رفتم.........

پی نوشت: به وبلاگ اعضای تحریریه هفته نامه عصر ارتباط سر بزنید.....

                 پدر جان تولدت مبارک..........

/ 2 نظر / 15 بازدید
ساناز

سلام این آدرس لینک پرسشنامه آنلاین است که در مرکز پژوهش های سیاست های فضای مجازی دانشگاه تهران تهیه شده. اگر جواب بدید و بفرستید ممنون می شم https://spreadsheets.google.com/viewform?hl=en&formkey=dDd6YUdJWFFHZUVROWlCQ2RpdG9uQXc6MQ#gid=0

آریایی

واقعا وبلاگ قشنگی داری.... ولی خیلی حیف حیف که.... وبلاگت.... خیلی به روز نیست با تشکر