Teddy Bear

اون همیشه هست


 

نیمه شب است....عود را آتش زده‌ام....بوی چوب صندل می‌دهد....اتاق پر شده از بوی صندل....پیلیر را روشن می کنم تا کمی موسیقی هم نوایش شود....اینترنت گردی می‌کنم....کمی سرچ برای مصاحبه فردا نیاز دارم....کمی هم برای پایان نامه‌ای که هنوز هیچ کاری برایش نکرده‌ام....به کارهای وامانده باقی‌مانده فکر می‌کنم....به کلمه سرد و پر از دلهره "فردا"....به دیروز پر از هیجانم و به امروز کرخت و پر از دلشوره و نگرانی‌ام....کمی هوای خنک و پر از اکسیژن نیاز دارم....باید بروم....راه درازی در پیش است....این راهی است که انتخاب کرده‌ام و تا انتهایش خواهم رفت....."برای عشق ورزیدن انسان نه تنها باید قوی باشد، بلکه باید خردمند نیز باشد...."

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱٥ امرداد ،۱۳٩٠ - فاطمه ملكي

رقص عاشقی

تو می رقصی و من عاشق شدن را یاد می گیرم....

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٢۳ خرداد ،۱۳٩٠ - فاطمه ملكي

زنده باد عشق و نوشتن

کلمات توی مغزم رژه میرن... مدام نوشتم و پاک کردم....بخشی‌اش را بخاطر حفظ حریم شخصی و برخی را بخاطر کسالت‌بار بودن‌شان و برخی را بخاطر تکراری بودنش....

بهار که می‌شود تضادهای درونی من اوج می‌گیرند...لبریز می‌شوم از عشق و غرور....مستی و هوشیاری...و...و این است ماحصل همه آنها که هیچ نمی‌ماند برای نوشتنم و مرور دهه پرحادثه 80.....

غلام نرگس مست تو تاجدارانند
خراب باده لعل تو هوشیارانند
ترا صبا و مرا آب دیده شد غماز
وگرنه عاشق و معشوق از رازدارانند

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ٧ فروردین ،۱۳٩٠ - فاطمه ملكي

اسفندانه

سه شنبه است و من تند و تند می‌نویسم تا هرچه زودتر مشق‌های آخرین صفحه‌های مطبوعه مورد نظر در سال 89 سیاه شوند....باران خیسی تن تب زده این شهر را دارد می‌شوید....زمستان در سراشیبی است و بوی کمرنگی از بهار می‌آید....این را دیگر نه میزان خریدهای مردم و نه ترافیک خیابان‌های شلوغ شهر و نه بوی هوا و نه شکوفه سر شاخه درختان و نه خواب‌آلودگی‌های بهارانه‌مان نشان نمی‌دهند....این را تقویم می‌گوید....می‌گوید باید آرزوهایمان را کم کم جمع کنیم تا برای مهمترین‌هایشان بر سر سفره هفت سین آمین بگوییم....

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۱٠ اسفند ،۱۳۸٩ - فاطمه ملكي

 

دیوارها می‌خورند روح سرکشی را که می‌خواهد عصیان کند و رهایی را پیشه خود سازد....لعنتی دیگر آسمانی برای پرواز هم نیست....شیشه ماتی حائل زمین و آسمان شده است و حتی اکسیژن را هم به زور به ریه‌هامان می‌رساند تا این سرفه‌های خشک و بی‌امان هم کمتر به جمع آزردنی‌های زندگی‌مان اضافه شود....

کجایند سپیدارهای بلندی که زیرشان با تک مضراب‌های دل چه حظی می‌شد برد از همه روزهای این روزگار نامراد لعنتی....

شکوه‌ای در کار نیست....هرچه هست خستگی تکرار بافته‌ها و تافته‌های هر روز کلاف سردرگم زندگی است....راه نرفته و نیمه‌کاره را باید رفت...

تن شب خسته است و روزها غم‌آلود و گرفته....شفق زمستانی تنها یک بار در این زمستان سیاه رو نمایانده است...خوب است در این سکوت وهمناک انسانیت حداقل صدای کلاغ‌ها گاهی می‌آید تا باور کنیم هنوز پرنده‌ای هست....


پی‌نوشت:

- امتحان‌ها تمام شد....بعد از آخرین امتحان 13 ساعت پیاپی خوابیدم....باید کارهای پایان نامه‌ام را شروع کنم.....

- این بوک ریدر دوست داشتنی هدیه‌ام را بی‌بدیل دوست دارم....

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ٥ بهمن ،۱۳۸٩ - فاطمه ملكي

کمی روزمره گی

در اوج اجبارهای نوشتن، شدید میل به خواندن دارم....به طرز دله واری کتاب ها و سایت ها و وبلاگ ها و سطرها را ورق می زنم و زیر زیرکی نگاهی می اندازم....قلم را دوست دارم....روحم را سبک می کند اما خواندن ذهن گاه آشفته ام را اندکی می آسایاند (این فعال درسته؟).....

گزارش ها و خبرهای نوشته نشده....مقاله و پروژه های ناتمام کلاس های دانشگاه....وبلاگ یخ زده ام....پاورپوینت آماده نشده کنفرانس درس روانشناسی زبانم....پلن ناتمام ویژه نامه و .....چندین نوشتنی دیگر....همه و همه در لیست "انجام شدنی ها" قرار گرفته اند و در گوشه راست صفحه نمایش نوت بوکم دیگر چراغ قرمز می زنند.....اما دلم میخواهد نبینمشان و باز هم ورق بزنم.....

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۱۳ مهر ،۱۳۸٩ - فاطمه ملكي

کارگل

اعتراف می کنم که امروزه روز نحوه تدفین مردگان خیلی چیزها را درباره رو به وخامت گذاردن روابط میان زنده ها برملا می سازد.

کارگل- نوشته ایوان کلیما

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۳۱ تیر ،۱۳۸٩ - فاطمه ملكي

شهر آرزوهایم

گاهی می‌شود که از صمیم قلب آرزو می‌کنم که ای کاش می‌شد تن داغ و تب زده این شهر خاکستری را با همه خوبی‌ها و بدی‌هایش به مقصد شهری ساکت و آرام و خنک ترک کنم....شهری که حداقل رسانه‌ای برای چاپ نوشته‌ها و دغدغه‌های روزنامه‌نگاری‌ام و اینترنتی برای ارتباطات داشته باشد....دهکده‌ای کوچک یا جزیره‌ای آرام....که این حداقل‌های من را داشته باشد کفاف زندگی من را خواهد داد....

این شهر رویایی من قرار نیست جای دوری باشد....اگر همین خاک وطن را هم بگردم بطور قطع پیدایش خواهم کرد.....جایی که هر روزش زمانی برای خلوت کردن.....ورق زدن کتاب‌های نخوانده.....زمانی برای عاشقی....جایی برای بی‌پروا دویدن و بدون نگرانی از هرم داغ آفتاب به خورشید زل زدن و خورشید را تماشا کردن و شب‌ها آسمانی پرستاره برای جفت جفت کردن ستاره‌هایش داشته باشد.....

دروغ نیست اگر بگویم این روزها به تمامی کسانی که فرصتی برای ترک این شهر یافته‌اند غبطه می‌خورم.....دلم جایی آرام و بی‌هیاهو اما پر جنب و جوش و پرانرژی می‌خواهد....جایی که بی‌تکلف عاشقی کنم.....

شهر آرزوهای من نه شبیه خیلی از تابلوهای نقاشی‌های میخکوب شده بر در و دیوار خانه‌هایمان است و نه شبیه فیلم‌های رویایی و لوکس....شهر من جایی است برای بی‌دغدغه و با دغدغه زندگی کردن....همراهی کردن با پارادوکس‌های خوب زندگی.....جایی که به قول مصطفی مستور بتوانم "روی ماه خداوند را ببوس"م......

شاید روزی رفتم.........

پی نوشت: به وبلاگ اعضای تحریریه هفته نامه عصر ارتباط سر بزنید.....

                 پدر جان تولدت مبارک..........

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱٧ تیر ،۱۳۸٩ - فاطمه ملكي

استاد گرانقدر علی محمد حق شناس درگذشت

دکتر علی محمد حق شناس، زبان شناس، مترجم و مولف فرهنگ هزاره درگذشت.

این استاد فقید مترجم و مولف و ده‌ها کتاب و رساله درباره زبانشناسی است که به دلیل ایست قلبی صبح دهم اردیبهشت (جمعه) به بیمارستان پیامبران تهران منتقل ‌شده بود.

پیکر مرحوم دکتر حق‌شناس 9 صبح دوشنبه سیزدهم اردیبهشت از مقابل بیمارستان پیامبران  واقع در خیابان اشرفی اصفهانی، خیابان پیامبر، خیابان گل دشت، تشییع و بنا به وصیت وی در کلاردشت به خاک سپرده خواهد شد.

دکتر علی محمد حق شناس در اردیبهشت 1319 در جهرم به دنیا آمد. وی متخصص زبان شناسی و آواشناسی است و به ادبیات و مسائل نظری ادبی تعلق خاطر بسیار دارد و در این هر دو زمینه می‌خواند و می‌نویسد.

ایشان دارای مدرک دکترای رشته زبان شناسی و آواشناسی همگانی از دانشگاه لندن بود و در دانشگاه تهران تدریس می کرد.

ب.ن: پیکر زنده یاد دکتر علی محمد حق‌شناس صبح فردا (دوشنبه ۱۳ اردیبهشت) از مقابل دانشگاه ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران تشییع می‌شود.
براساس اعلام گروه زبانشناسی دانشگاه تهران، این مراسم ساعت 8 صبح فردا(دوشنبه ۱۳ اردیبهشت) با حضور جمعی از نویسندگان، استادان و دانشجویان دانشگاه تهران برگزار خواهد شد.

پیش از این قرار بود مراسم تشییع پیکر این نویسنده و استاد ادبیات و زبانشناسی از مقابل بیمارستان پیامبران انجام شود.

پیکر زنده یاد علی‌محمد حق‌شناس بعد‌از‌ظهر روز دوشنبه (13اردیبهشت)، بنا بر وصیت وی در قبرستان بنفشه ده شهرستان کلاردشت به خاک سپرده خواهد شد.

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱۱ اردیبهشت ،۱۳۸٩ - فاطمه ملكي

رقص باران

نم باران که به تن تب زده این شهر دود گرفته سیلی می زند.....روح آدمهایش کمی تازه می شود....زمانی می شود برای اینکه با یک لیوان چای گرم از پشت پنجره رقص زمین و آسمان را به نظاره بنشینی.....یا با یک دوست قدیمی خیابان هایش را تا بی انتها عاشق شوی....

آرام باشی و عاشق دوست من.....

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ۳٠ بهمن ،۱۳۸۸ - فاطمه ملكي